سـوره كـهف همچون بعضى ديگر از سوره هاى قرآن با حمد و ستايش خداوند آغاز شده است ، و از آنجا كه حمد و ستايش بخاطر كار يا صفت مهم وشايسته اى است در اينجا ستايش را در برابر نزول قـرآن كـه خـالـى از هرگونه اعوجاج و كژى است بيان كرده ، مى گويد: ((حمد خدائى را كه اين كـتاب آسمانى را بر بنده (برگزيده)اش نازل كرد، و هيچ گونه كژى در آن قرار نداد)) (الحمدللّه الذى انزل على عبده الكتاب ولم يجعل له عوجا).
(آيه)ـ((در حالى كه ثابت و مستقيم و نگاهبان (كتابهاى آسمانى ديگر)است)) (قيما).
اين كلمه كه به عنوان وصفى براى قرآن آمده ، هم تاكيدى است بر استقامت و اعتدال قرآن و خالى بـودن از هرگونه ضدونقيض ، و هم اشاره اى است به جاودانى بودن اين كتاب بزرگ آسمانى و هم الگو بودن براى حفظ اصالتها و اصلاح كژيها وپاسدارى از احكام خداوند و عدالت و فضيلت بشر.
ايـن صفت ((قيم)) در واقع اشتقاقى است از صفت قيوميت پروردگار كه به مقتضاى آن خداوند حافظ و نگاهبان همه موجوات و اشيا جهان است.
سپس مى افزايد: ((تا (بدكاران را)) از عذاب او بترساند)) (لينذر باسا شديدامن لدنه).
((ومـؤمـنـانـى را كـه (پـيـوسـتـه) كـارهـاى شـايـسـتـه انـجـام ـاتـ(( :ديـازفـاى مـ س پـســـسـم مـى دهـنـدبـشـارت دهـدكـه پـاداش نـيـكـويـى بـراى آنـهـاسـت)) (ويـبـشـرالـمـؤمنين الذين يعملون الصالحات ان لهم اجرا حسنا).
(آيه)ـهمان بهشت برين ((كه جاودانه در آن خواهند ماند)) (ماكثين فيه ابدا).
(آيه)ـسپ س به يكى از انحرافات عمومى مخالفان ، اعم از انصارى ويهود و مشركان ، اشاره كرده ، مـى گـويـد: ((و (نـيـز) آنها را كه گفتند: خداوند، فرزندى (براى خود) انتخاب كرده است ، بيم دهد)) (وينذر الذين قالوا اتخذاللّه ولدا).
هم مسيحيان را به خاطر اعتقاد به اين كه ((مسيح)) فرزند خداست ، و هم يهودرا به خاطر اعتقاد بـه فـرزنـدى ((عـزيـر)) و هم مشركان را به خاطر اين كه فرشتگان رادختران خدا مى پنداشتند هشدار دهد.
(آيه)ـسپس به يك اصل اساسى براى ابطال اين گونه ادعاهاى پوچ وبى اساس پرداخته ، مى گويد: ((نه آنها (هرگز) به اين سخن يقين دارند، و نه پدرانشان !)) (ما لهم به من علم ولا لا بائهم).
اما ((سخن بسيار بزرگى از دهانشان خارج مى شود)) (كبرت كلمة تخرج من افواههم).
خدا و جسم بودن ؟ خدا و فرزند داشتن ؟ خدا و نيازهاى مادى ؟ و بالاخره خدا و محدود بودن ؟ چه سخنان وحشتناكى ؟!.
آرى ! ((آنها فقط دروغ مى گويند)) (ان يقولون الا كذبا).



